قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
148
تاريخ الفي ( فارسى )
و طايفهاى برآنند كه صور قبر مطهّرهء مقدّسه بر اين نهج است : رسول ، ابا بكر ، عمر ، و جمعى بر آنند كه بر اين وجه است : ابو بكر ، رسول ، عمر ، و قول جمعى از علما آنكه مراقد منوّره مايلهاند بر اين شكل : ابو بكر ، پيغمبر ، عمر . نقل است كه مغيرة بن شعبه گفت چون فراغت از دفن عمر واقع شد و مردم به منازل خويش مراجعت نمودند من در خانهء خود توقّف نتوانستم كرد . به نزد علىّ مرتضى ، رضىّ اللّه عنه ، رفتم . و مقصود من آن بود كه در شأن عمر خطاب ، آن قدوهء ارباب الالباب كلمهاى بشنوم . از خانه بيرون آمده بود و حال آنكه غسل كرده بود و موى سر و لحيهء خود مىفشاند و مىگفت : رحمت خدا بر پسر خطّاب باد . خير خلافت را به حسن ايالت احتراز نموده و از شرّ آن به وفور فتانه احتراز كرده حقّتعالى او را نجات داد . و در آثار وارد شده كه جنّيان از فوت او متألّم مىبودند و بر وى نياحت « 1 » مىنمودند « 2 » . و مروى است كه ابو عبيدة بن الجرّاح مىگفت چون عُمرِ عمَر به سر شود اسلام بغايت ضعيف شود . آوردهاند كه چون عمر خطّاب مقتول گشت مدينه در چشمهاى اقاصى و ادانى چنان تاريك و ظلمانى شد و چنان سراسيمه و حيران شدند كه نه در خانه قوّت مقام و نه در بيرون قرار و آرام داشتند . نفير صغير و كبير به اوج فلك اثير برآمد . ضعف و انكسار از يمين و يسار اعيان مهاجر و انصار ظاهر شد و جراحاتى كه از وفات رسول دينپرور و موت صدّيق روى نموده بود به فوت فاروق تازه گشت . هجوم لشكر غموم بر اصحاب كالنجوم بىاندازه شد . جهان و جهانيان در معرض خلل افتادند . موت آن خليفهء زمان داغ حرمان بر جان پير و جوان نهاد « 3 » .
--> ( 1 ) . نياحت : گريه و زارى . ( 2 ) . نويرى از قول عايشه نقل مىكند كه : « جنيان سه روز پيش از آنكه عمر كشته شود بر او نوحهسرايى كردند و اين اشعار خواندند . . . » براى مطالعهء آن ابيات كه از شمّاخ پسر ضرار يا از برادرش مزرد است ؛ - ابن قتيبه ، الشعر و الشعراء ، ص 232 ؛ اسد الغابه ، ج 4 ، ص 74 . و براى مطالعهء ترجمهء ابيات مزبور - نهاية الأرب ، ج 4 ، ص 317 . ( 3 ) . چنان كه پيشتر گفتيم در تاريخ دقيق فوت عمر اختلاف است . در هرحال خلافت عمر ده سال و شش ماه و چهار روز بوده است ؛ - مروج الذّهب ، ج 1 ، ص 661 .